داستان‌های برگزیده

۱۷- نوشت:
دیگر نمی خواهم بببینمت
با خوشحالی نواربهداشتی را برداشت.
«نسترن محسنی»

۵۵- از خواب پرید. حلقه‌ای در انگشتش نبود.
نفس راحتی کشید.
«حسین رحمانی»

۴۲۹- خاکسپاری تمام شد.
سعی کرد ویلچر را خودش براند.
«جعفر جاسمی نژاد»

۱۴۱۵- هنوز می‌گوید، زنت را سلام برسان.
هیچ کس خبر ندارد.
«میثم موسویان»

۱۵۵۰- فزانوردان به سنگ قبری روی ماه برخوردند…
«پوریا کاظمی»

 

داستان‌های شایسته‌ی تقدیر
(آثار منتخب در شایسته تقدیر، داستان‌هایی هستند که به خاطر رای ناکافی یا تعداد بیش از حد کلمات جواز حضور بین داستان‌های برگزیده را کسب نکردند)

۱۵۸- بازی لغو شد، ساندویچ ها روی دستش ماند!
«محمدجواد اکبری»

۱۹۷- چشم ها بسته!
آخرین سوال…
باشه
چرا شنل قرمزی فرار نکرد
«علیرضا تیموری»

۹۸۹- در سی سی یو
همراه‌ها بر سر ملحفه سفید جرو بحث داشتند.
«اشکان تبریزیان»

۱۰۲۲- جا دستمالیِ دستشویی خالی است.
پیداست ماه هاست معشوقه دیگر خانه نمی آید.
«مصطفی داغمه چی»

۱۴۳۳- الگوی خیاطی پیراهن دخترانه را
گذاشت روی چادر نمازش.
«بهاره ارشد ریاحی»