آراد حسین زاده

پیرمرد با فاحشه
تماس گرفت
پشت تلفن
صدای لالایی آمد

مجموع آرا :64 | رای از آی پی ایران :43

آرمین علاقی

خواستگاری

قبل از شام شیربها را کارت به کارت کردند.

مجموع آرا :352 | رای از آی پی ایران :130

آرین کشفی

چراغ را خاموش‌کرد و رفت مادر تنهای تنها ماند

مجموع آرا :92 | رای از آی پی ایران :73

احسان زرافشان

پای سفره، یادِ حسابِ دفتری خوراک را از دهانش انداخت.

مجموع آرا :40 | رای از آی پی ایران :29

احسان شهریاری

به تعداد روزهای باقیمانده حبسش دیوار زندان را کوتاهتر می دید.

مجموع آرا :70 | رای از آی پی ایران :60

احمد نوری

زن نابینا فریاد کشید: «اصلا می‌شنوی؟»
شوهرش سر تکان داد.

مجموع آرا :65 | رای از آی پی ایران :45

اسماعیل میرزایی

صدایش کردم نشنید
فریاد زدم: حالت خوبه؟
نجوا کرد: نه …

مجموع آرا :40 | رای از آی پی ایران :30

اعظم رادپور

ددینگ……….بگوکجایی؟ پلیس گوشی راازروی زمین برداشت

مجموع آرا :40 | رای از آی پی ایران :32

افروز مهدیان

دخترک با دهان پرخون گفت کاش بابا شهید شده بود.

مجموع آرا :237 | رای از آی پی ایران :133

الهه برزگر

میخ میکوبیدیم.به بابام گفتم بزن .زد.
هیچی؛جاش میسوزه.

مجموع آرا :40 | رای از آی پی ایران :28

امیرحسین والا

بزرگوارانه،
دست بر سر یتیمی کشید.
بعد دستش را شست!

مجموع آرا :106 | رای از آی پی ایران :71

امیرحسین والا

بزرگترین تصمیم زندگیش بود.
ـ «با اجازه بزرگترها… !!»
مکث کرد!!
ـ «نه!!»

مجموع آرا :48 | رای از آی پی ایران :32

ایرج حسین پور

پستچی سند خانه را که آورد زمین لرزه آمده بود.

مجموع آرا :69 | رای از آی پی ایران :54

جلال علی نژاد

وقتی عرعر کرد ، کشاورز گفت : هار شده ، بیارید زیر بار !

مجموع آرا :40 | رای از آی پی ایران :32

جلال علی نژاد

تتررررق ! کولبر مثل آهو می دوید. پای مصنوعی اش تیر خورده بود !

مجموع آرا :40 | رای از آی پی ایران :27

حبیب الله خوشدل

پابرهنه میرفت. سردی پا را بهتر از وجدانی سرد میدانست.

مجموع آرا :312 | رای از آی پی ایران :257

حدیث دبیده

گفت دوستت دارم.موبایلش را بوسید و بعد فُرمتش کرد.

مجموع آرا :200 | رای از آی پی ایران :111

حدیث ناظری

_ آزمون آموزش پرورش قبول شدی؟
_ آره، دارم میرم چادر بخرم.

مجموع آرا :85 | رای از آی پی ایران :62

حسین حسینی

اولین قرار با آن معشوقه ی فیس بوکی نابودش کرد !
همسرش بود !

مجموع آرا :150 | رای از آی پی ایران :55

حسین عباسی

زل زده بود به عکس ،اشکش روانه شد،دیگر نمی شناخت.

مجموع آرا :219 | رای از آی پی ایران :59

حسین ناژفر

اندوه : دنبال عکس جوانیش می گشت ، بد جوری به او بر خورده بود.

مجموع آرا :37 | رای از آی پی ایران :25

خرداد مهرابی

مسافرکش: یک نفر تا میدان اعدام. عرق از پیشانی اش سُرید.

مجموع آرا :40 | رای از آی پی ایران :28

خرداد مهرابی

نگهبان: با اولین شلیک چرتش پرید و به پشت افتاد

مجموع آرا :46 | رای از آی پی ایران :29

دریا بانوج

پیازا رو خورد کردم،بریز تو ماهیتابه.
_خیال زنی معلول

مجموع آرا :36 | رای از آی پی ایران :28

دینا فیاض پور

فقط یک ۷ فرق بلیطش با بلیط برنده بود!

مجموع آرا :79 | رای از آی پی ایران :68

راضیه مهدی زاده

زن،دستی به سینه صافش کشید.تیغ را توی موهایش فرو برد.

مجموع آرا :107 | رای از آی پی ایران :78

ربابه سعادتمند

ساک بیمارستان را در تنهایی باز کرد، ژیلت، لباس، کلاه گیس…

مجموع آرا :90 | رای از آی پی ایران :68

رضا سید فروغی

پرواز تایلند از زمین که بلند شد، ایت الکرسی خوندم

مجموع آرا :47 | رای از آی پی ایران :28

زهرا بذرافکن

: جوخه اتش
کاش چشمانم بسته نبود .موقع شلیک جذاب میشوی…

مجموع آرا :49 | رای از آی پی ایران :34

زهرا صفا

مرد فقط نگاه میکرد…
سگ زنده یاب کنسله،لودر بفرستید

مجموع آرا :53 | رای از آی پی ایران :30

سعید رضوانیان

هر شب، می نوشت دوستت دارم. پاک می کرد. تلگرام را می بست.

مجموع آرا :46 | رای از آی پی ایران :33

سعید ناتمی

اگر دولت زیر زمین را حفاری کند.من را قاتل صدا می کنند

مجموع آرا :930 | رای از آی پی ایران :362

سعید نریمانی

زلزله آمد. خانه مان خراب شد. آرزو مُرد. امید زنده است.

مجموع آرا :595 | رای از آی پی ایران :349

سمیه عبدالهی

آب تا کمر مرد می رسید
– می ری شنا؟
– نه …

مجموع آرا :43 | رای از آی پی ایران :35

سمیه فصیحی

تو حوا را هم سجده نکردی؟
کسی از من نخواست

مجموع آرا :479 | رای از آی پی ایران :362

سهیل نادری

آمبولانس پُشتِ چراغ قرمز… ۲۰۰…۱۹۹…۱۹۸…۱۹۷… .

مجموع آرا :97 | رای از آی پی ایران :41

سودابه حمزه ای

پوشکش خیسه
عوضش می کنم.
با ریش سفید دستم را می بوسد.

مجموع آرا :172 | رای از آی پی ایران :149

سید ساسان مسرور

پشت بام، آخرین نگاه مریم به دستمال خونی اش بود.

مجموع آرا :36 | رای از آی پی ایران :29

سیامک دل نواز

تو بچگیم نامه داداشمو بهش دادم. داداشم مرد. الان زنمه.

مجموع آرا :40 | رای از آی پی ایران :25

سیامک دل نواز

مرتب سلفیشو می فرستاد ،منم پاک می کردم ،می نوشتم: وای چه خوشگل.

مجموع آرا :40 | رای از آی پی ایران :32

سیده زهرا ضیاء فیروزآبادی

از قبرستان برگشت در زد، اما کسی باز نکرد…

مجموع آرا :90 | رای از آی پی ایران :66

سیده سمیرا حشمتی

همه دنبالش می‌گشتند. او زیر یک پل، دنبال سرنگ می‌گشت.

مجموع آرا :51 | رای از آی پی ایران :35

سیده سمیرا حشمتی

«مَردم این‌جا جمع نشوند.» این آخرین خواسته‌اش بود.

مجموع آرا :35 | رای از آی پی ایران :26

سیده لادن امیرشنوا

پنکیک شور، نیمروی شیرین.
سالت و شوگر مشکل بزرگ مهاجرتش.

مجموع آرا :39 | رای از آی پی ایران :24

سیده مریم ضیاء فیروزابادی

تنها برگه ی بیستِ کلاس چرب و گیریسی بود، مثه دستاش …..

مجموع آرا :78 | رای از آی پی ایران :54

شکوفه رجب زاده

همه جا تاریک بود,تنها روشنایی اش عصای سفیدش بود

مجموع آرا :885 | رای از آی پی ایران :87

شهاب الدین برادران

دلتنگی

کسی صدا زد : ” رعنا ”
پیرمرد برگشت نگاه کرد .

مجموع آرا :75 | رای از آی پی ایران :50

شیرین عبدالخالقی

-متاهل یا مجرد؟
-متاهل.
-خانم منشی!نفر بعد لطفا!

مجموع آرا :50 | رای از آی پی ایران :35

صبا فردوسی

مشکل این بود: قلبی که نداشت به درد آمده بود.

مجموع آرا :113 | رای از آی پی ایران :99

عاطفه حجازی فر

درراهرو باز است ،تاریک است ،تنهایم ،مرد می خندد

مجموع آرا :40 | رای از آی پی ایران :29

عفت ترابی

-مادربزرگ!کی توی این قاب طلایی عکس میگذاری؟
-هیچ وقت

مجموع آرا :47 | رای از آی پی ایران :42

علی ابراهیمی

ناصر: فقط طلاق
معصومه: سرش پایین بود
سکوت!
کارگردان:کات

مجموع آرا :42 | رای از آی پی ایران :33

علی حاجیان

- زدمش
خودش را میکشید وقتی پای مصنوعی اش زیر تانک بود

مجموع آرا :98 | رای از آی پی ایران :33

علی حاجیان

- پام به کلانتری باز نشده.
نمی داند در زندان دنیا آمده .

مجموع آرا :116 | رای از آی پی ایران :45

فاطمه محبی

دزد کیف را گشود. ناگهان روی عکس زنش خیره ماند.

مجموع آرا :114 | رای از آی پی ایران :82

فرشته شبانیان بروجنی

-همشون کچل کردند،مد شده ؟
-یکیشون رو پلیس کچل کرده بود.

مجموع آرا :50 | رای از آی پی ایران :38

فروغ السادات نوربخش رضایی

بادکنک ها هم ترکیدند،وقتی آجرهای خانه هر یک فرو ریختند

مجموع آرا :51 | رای از آی پی ایران :41

کوروش شجاعی

مهمان ناخوانده
مهمانها که رفتند مامان ناهار را آماده کرد.

مجموع آرا :76 | رای از آی پی ایران :59

لیلا آب سالان زاده

خون پاشیده شد روی دیوار. نقاش آخرین نقاشیش را کشید.

مجموع آرا :32 | رای از آی پی ایران :25

مجید حاتمی

ویزیت دکتر گران بود
درد دلم را ، به مُنشیش گفتم

مجموع آرا :94 | رای از آی پی ایران :74

محسن اکبری

دختر نوشت : کات !
پسر : منم کات
تا صبح خوابشان نبرد !

مجموع آرا :38 | رای از آی پی ایران :28

محسن صادقی راد

-انگیزه‌ تو برای خودکشی‌هات چیه؟
-دفعه اول خیلی حال داد.

مجموع آرا :45 | رای از آی پی ایران :38

محمد امین فردوسی

وقتی زندان را ترک کرد، روح نداشت.

مجموع آرا :115 | رای از آی پی ایران :102

محمد رضا اسماعیلی

دیگر حوصله ی زندگی کردن نداشتم و پنجره هم باز بود.

مجموع آرا :40 | رای از آی پی ایران :29

محمد شریفی

راننده تاکسی: «عجب مملکتی شده!؟»
مسافر ترسید و هیچی نگفت

مجموع آرا :1311 | رای از آی پی ایران :1152

محمدرضا نصرتی

سنگ اول
دومی
سومی
الان دیگه پنجره رو باز میکنه .

مجموع آرا :37 | رای از آی پی ایران :28

محمدسعید مرآتی

- نمیام،میل ندارم
دستانش را در جیب خالیش مشت کرد

مجموع آرا :66 | رای از آی پی ایران :41

محمدسعید مرآتی

بیدارشد
وبالشتی که عاشقانه بغلش بود پرت کرد

مجموع آرا :62 | رای از آی پی ایران :41

مرتضی کمال زارع

_ یعنی سطل آشغال اندازه تو پیدا نمیشه؟
_ چرا،چشای تو

مجموع آرا :40 | رای از آی پی ایران :30

مرضیه محمدی زاده

دست کشید روی ران های خونی اش.تف کرد به صورت دایی اش.

مجموع آرا :47 | رای از آی پی ایران :28

مریم دلفانی

آزمایش
جواب مثبت بود سر پیج مستقیم رفت

مجموع آرا :52 | رای از آی پی ایران :29

مسعود طه زاده

امدادگرها که رسیدند، کاپشنش را با شیر خشک عوض کرد

مجموع آرا :56 | رای از آی پی ایران :32

مسعود فری پور

تو یه روز فهمید پدر شده و ام اس گرفته!

مجموع آرا :40 | رای از آی پی ایران :32

مصطفی رستمی

پسر از پشت پنجره، آخرین بوسه را فرستاد؛ داماد رسید.

مجموع آرا :53 | رای از آی پی ایران :41

منصوره سادات میرآقاجانی

دست خالی برگشت.اخبار گفته بود،یلدا میوه گران نمیشود.

مجموع آرا :213 | رای از آی پی ایران :184

منیره کرامتی

مد بالا می آمد و دریا سربازان را به ساحل بازمی گرداند

مجموع آرا :56 | رای از آی پی ایران :43

مهدی بابادی

حالا دخترک اسلحه میفروشد، دیگر سودی ندارند : گل ، فال ، کبریت.

مجموع آرا :62 | رای از آی پی ایران :53

مهرانگیز محمودی

شیرین: چه صمیمانه فراموشم کردی! . خسرو چیزی نگفت، لبخند زد.

مجموع آرا :1759 | رای از آی پی ایران :1747

مهری عموبیگی

تماشاچیان می دانستد چه کسی پشت نقاب است اما دلقک نمی دانست

مجموع آرا :327 | رای از آی پی ایران :262

مهری عموبیگی

مادربزرگ مرد، خیره به عکس مردی بی شباهت به جوانیِ پدربزرگ

مجموع آرا :351 | رای از آی پی ایران :279

مهناز نجفی چالشترى

سومی هم دختر بود؛از زیر میز پول انداختنش را داد؛

مجموع آرا :78 | رای از آی پی ایران :62

مونا کریمی

چراغ کتونی هایش که خاموش شد، دیگر زندگی نکرد.

مجموع آرا :283 | رای از آی پی ایران :100

نادر دلفانی

جای برنج قرص ان را سر سفره با اب گذاشت

مجموع آرا :60 | رای از آی پی ایران :33

نازنین نیک پیما

زنم نمی داند میان زباله ها دنبال خوراکی هستم.

مجموع آرا :76 | رای از آی پی ایران :59

ندا عرب

می خواست کَم نیاره ، گفت: بابای مَنَم امروز کَفشامُ برام دوخته.

( ندا عرب)

مجموع آرا :2153 | رای از آی پی ایران :2014

نرگس نقیبیان

به عکاس لبخند زد،نگران قاب عکس بالای تابوتش بود.

مجموع آرا :176 | رای از آی پی ایران :123

نقره زارعی

شب زفاف داماد غمگین بود.
عروس باید برگشت می خورد !

مجموع آرا :45 | رای از آی پی ایران :34

هاشم قدمی

_یک کلمه آره یا نه؟
_من نمیتونم جواب کوتاه بدم!

مجموع آرا :57 | رای از آی پی ایران :47